داستان هاي دختر من و همسرم عينا اينارو زن من گفت منم نوشتم. ( طبق توهم اينارو نوشتم ها)


من زن ندارم اما تو توهم يهو ديدم درسا ( دخترم ) اومده داره با مامانش حرف ميزنه. حالا اينجا دخترم داره با مامانش ميحرفه. اينارو مثلا زن من نوشته. ( توهم زدم چه جور )
داستان هاي دختر من و همسرم:

دخترم : مامان تو زني يا مردي ؟

من : زنم ديگه پس چي ام ؟

دخترم : بابا ، چي اونم زنه ؟

من : نه ماماني بابا مرد .

دخترم : راست ميگي مامان ؟

من : اره چطور مگه ؟

ادامه نوشته

يار

 

يه جايي توي قلبت هست كه روزي خونه من بود

به اين زودي نگو ديره  ، به اين زودي نگو بدرود

....

اس ام اس رفاقتی


مثل ایرانسل خرابتم

مثل ۹۱۹ همراهتم

مثل ۹۱۲ رفیق با کلاستم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
بارون ممکنه کوچیک دیده بشه ، امایه گل تشنه منتظرباریدنشه یه sms ممکنه ساده به نظربرسه ، اما قلب فرستندش خیلی بیادته

ادامه نوشته

دلنوشته خودم

قلبش پر از صداي خش خش برگ هاي جدا از شاخه است. شايد براي اين است كه ديگر نمي تواند صداي فرياد هاي شبانه مرا بشنود.

اما هرچند....

اشكهاي من كه بي صداست. وقتي صدايي نباشد پس چگونه كسي قادر به شنيدن آن است؟

تو خوب مي داني....

دستهايم خالي است و به قلم مي نالم كه تند تر بنويس زيرا كه زمان هم براي همدردي با من نمي ايستد. هرچه ناله ميكنم قلم كند تر مي شود. اما اگر زمان تمام شود چه...؟

........

ادامه نوشته

 

 

عكس دانشجويان فارغ التحصيل دانشگاه

.... لطفا به ادامه مطلب برويد .... 

 

 

 

ادامه نوشته

تقديم به دوستاني كه در جنگلي به نام تهران زندگي ميكنند




 

در این دیار ســـربی ، یک استکان، هـوا نیســــــت
درد و غم و مرض هست؛ یک جرعه ی دوا نیست

مــعشوقه هـــای این شهر بر چهره، مــاسک دارند
احــــــــوال عــــــــاشقان نیز، چندی است روبِه را نیست

فرهـــــــــاد آسم دارد ، خسرو ســـــــــــــیاه سرفه
هیچ آدمی به فـــــکرِ شــــیرین بینوا نیســـــت

"اطفــــــــال و ســــــالمندان" در خــــانه ها اسیرند
ویران شود هر آنجا ، غوغـــــای بچه ها نیســــت

تـــــاوان دیـــــــدن تو ، سنگینتر از جریمه است
من زوجم و تو فردی ، این شهر جــــای ما نیست

 

اما تو آشنا...

تا زنده ای...

گاهی كنار فرصت خود بنشین

آهی نثار غربت خود كن

فردا

وقتی كه مشتی آدم حلوا پرست مست

دور مزار تازه ی تو حلقه میزنند

از صدهزار فاتحه ی بی فروغشان

یك شمع...یك چراغ...

در انحنای قبر تو روشن نمیشود

اینها فقط مصیبت خود را میگریند...

شعر جديدم براي مادرم

در پي عشق شدم

خواستم تا كه در آئينه صاف

چهره ماه نشون مادر

بر پسر رخ تابد

ديدم او مادر بود

ديدم او در دل عشق

ديدم او در گل سرخ لاله

ديدم او در سبد ميوه سيب

در كنار گل ياس

در دل نم نم باران خدايي

با همه زيبايي

ز من اين فرزندش

پرسيد...؟

چرا حيراني؟

تو كه خود مي داني

لحظه پر زدن پروانه

همه اهل خانه

گفتند...

مادر ز جهان رفت

اما يادش

ز دل هيچ كسي پاي به رفتن ندهد

کامپيوتر دختره يا پسر؟؟؟
مدتها اين بحث داغ بوده که کامپيوتر دختره يا پسر؟ خلاصه رای گيری ميکنن و يه نتايجی به اين شکل به دست مياد .محکوم نکنید بابا آماره ديگه:))

دخترها گفتند کامپيوتر مذکره ! به اين دلايل: ...

پسرهام گفتند کامپيوتر مونثه! به اين دلايل: ....
ادامه نوشته

مردان زی‌ذی

الهی! به مردانِ در خانه‌ات


به آن زن‌ذلیلان فرزانه‌ات


به آنان‌که با امر «روحی فداک»


نشینند و سبزی نمایند پاک


به آنان‌که از بیخ و بن زی‌ذی‌اند


ادامه نوشته

عاق والدین

من درختم،‌ بیشه را سر می‌زنم بر سقف و طاق


اختران سازند روی شاخه‌های من اتاق


شاخه‌ای از من جدا شد با تبر، سخت و ستبر


من شدم یک هفته گریان از غم و درد فراق


بعد از آن دادم به خود دلداری و گفتم که کاش


ادامه نوشته

چه حس خوبيه   

چه حس خوبيه   

اين كه تو هستي و

عاشق تر از خودم پيشم نشستي و

عادت ميدي منو...

ادامه نوشته

عشق

من به زمستان می اند یشم....گرچه اکنون تابستان است...

من به آن  واژه بی معنای سه حرفی می اند یشم....

به آن واژه غریب....که غریبه ها زمزمه آن را بر لب دارند....

ادامه نوشته

شعر جديد

قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي  
                                                                   
تا در حريم غربت من پا گذاشتی

 رفتي و در سكوت تماشا نموده ام

                                                                    تنهايي ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتي

ادامه نوشته