در پي عشق شدم

خواستم تا كه در آئينه صاف

چهره ماه نشون مادر

بر پسر رخ تابد

ديدم او مادر بود

ديدم او در دل عشق

ديدم او در گل سرخ لاله

ديدم او در سبد ميوه سيب

در كنار گل ياس

در دل نم نم باران خدايي

با همه زيبايي

ز من اين فرزندش

پرسيد...؟

چرا حيراني؟

تو كه خود مي داني

لحظه پر زدن پروانه

همه اهل خانه

گفتند...

مادر ز جهان رفت

اما يادش

ز دل هيچ كسي پاي به رفتن ندهد