این پسرهای ملوس!

مردها علیرغم سروصداهای مردانه خود كه به صورت ژنتیك و بدآموزی به جنس خشن معروف شده اند، وجود شكننده و رو به انقراضی دارند كه اگر چنین شود باید بیشتر مراقب آنان بود.

دلایل چندی بر این ادعا وجود دارد كه بعضی از آنها به شرح زیر است:

1.     تعداد مردها در كل، همیشه كمتر از زنان بوده است.

2.     نوزاد مذكر آسیب پذیرتر از نوزاد مؤنث است.

3.     جنس نر دیرتر از جنس ماده بالغ می‌شود و زودتر از بلوغ خارج می‌شود.

4.     مرگ و میر مردان در اثر بیماریهای استرس زا (مانند سكته های قلبی و مغزی) بیشتر از زنان است.

5.     پاره ای از متخصصان علم ژنتیك بر این باورند كه در تركیب كروموزوم‌ها، غلبه Xها به Yها به نسبت دو به یك است. (یك X از زن و یك X یا Y از مرد)

6.     از همه مهمتر اصطكاك مردان با مشاغل زمخت موجب استهلاك بالاتر آنها نسبت به زنان می‌شود.

بر این اساس شاید بتوان چنین نتیجه گیری كرد كه:

اولاً كمیت مردها كمتر از زنان است، ثانیاً كیفیت مردان رو به ضعف ژنتیك دارد (یعنی مردها در حال ملوس شدن هستند) و لذا مشاهده می‌شود كه نه تنها تعداد دختران مجرد بیشتر از پسران مجرد است بلكه ازدواج‌ها با درصد طلاق رو به تزایدی روبه رو شده است.

 

این دخترهای لوس!

دخترهای نسل دوم و نسل سوم، یعنی فرا دوهزاری ‌ها به دلایل زیر بیشتر در حال لوس شدن هستند:

1.     تحصیلات بیشتر (در حال حاضر چیزی بالغ بر 65درصد از دانشجویان را دخترها تشكیل می‌دهند)

2.     اقامت بیشتر در خانه پدر و مادر و لذا وابستگی به آنها.

3.     آشنایی با شبیخون‌های غربی از طریق رایانه و ماهواره كه تقریباً در اكثر خانه‌ها موجود است.

4.     عكس العملهای سختگیری‌های افراطی در دو، سه ده گذشته كه به قول حضرت علی(ع): «هر چیزی كه از حدش بگذرد نتیجه عكس می‌دهد.»

 

اما بعضی مصادیق لوس‌گری را می‌توان چنین عنوان كرد:

الف- تكبر ناشی از تحصیلات عالیه (هرچند كه پشتوانه معلوماتی هم نداشته باشد!)

ب- خوش نشینی در خانه پدر و مادری مانند مهمان VIP در هتل پنج ستاره!

ج- تن ندادن به ازدواجهای طبیعی كه عرف حاكم آن را می‌پذیرد.

د- تظاهرات جاهلانه مانند لایی كشی با اتومبیل در رانندگی با ماشین ‌های آخرین سیستم.

اما عوارض ناشی از این رفتارهای ناهنجار بسیار زیاد است كه به عنوان نمونه به ذكر چند مورد بسنده می‌كنیم:

اول: بالا رفتن سن ازدواج و از دست دادن شجاعت تشكیل خانواده.

دوم: بالا رفتن نرخ طلاق به دلیل ناسازگاری ‌های ناشی از مقایسه‌های غیر منطقی.

سوم: داشتن توقعات بیش از حد از همسر از همان ابتدای ازدواج مانند مهریه سنگین و مسكن رنگین.

چهارم: ازدواج‌های آسیب پذیر كه جایی برای عقل و عشق در آنها دیده نمی‌شود:

-         ازدواج دختر‌های بزرگتر از پسرها (با توجه به اینكه در شرایط مساوی، دخترها شش سال زودتر به سن تكلیف می رسند)

-         ازدواج به خاطر مال و مقام پدر و مادر طرف مقابل (مانند اكثر دامادسرخانه‌های مادام العمر)

-         ازدواج از نوع اینترنتی یا خیابانی (كه با دیدن عكس جوانی، عشق می‌‌بازند)

 

در هرصورت، ضمن احترام به نهاد خانواده و اعتبار عقل و عشق، بایستی این سنت حسنه و این عمل صالحه با هدف توحیدی و استراتژی وحدتی صورت گیرد.