X
تبلیغات
خندیدن حق مسلم ماست
خندیدن حق مسلم ماست
من و تو وقتی ما میشیم که من هامون رو بذارین کنار.
 1_عجب زمانه اي، شير ها پاکتي اند، پلنگ ها صورتي اند، قهرمانان دوپينگي اند و عشق ها ساعتي!
2_حالم را به هم نزن، غم هايم به تازگي ته نشين شده است.
3_خاطره جايي براي « رويا» باقي نگذاشت.
4_دهانم پُر از حرف است، حيف با دهان پُر نبايد سخن گفت.
5_ آن قدر بي سواد بود که ستون هاي افقي و عمودي جدول به ريشش خنديدند.
6_ آن هایی که با وعده دلخوشند , نبايد از آينده بيمناک شوند.
7_ اگر تمام گل هاي دنيا را هم به پايش بريزم باز هم کم است، چون پاهاش خيلي بو ميده!
8_ هميشه قبل از خودم شستم خبردار مي شود.
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/03/27 توسط امیرحسین هدایت شده |

سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .

.

.

.

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود

از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم . . .

.

.

.

یه رابطه از اونجایی خراب میشه که

تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/02/06 توسط امیرحسین هدایت شده |

به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟

باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .

.

.

.

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته

بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/08/12 توسط امیرحسین هدایت شده |

سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

.

.

.

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون

هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .

.

.

.

بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”

چون هم تو هستی توش، هم من . . .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/08/12 توسط امیرحسین هدایت شده |

از مهمترین مزیتهای زندگی در کانون گرم خانواده نسبت به زندگی مجردی

تقسیم پشه ها بین اعضای خانوادست !

.

.

.

لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره

آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان

تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !

.

.

.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/23 توسط امیرحسین هدایت شده |

اشکی که هنگام شکست میریزیم

همان عرقی است که هنگام تلاش نریختیم . . .

.

.

.

تو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن

حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات می ذاره . . .

.

.

.

مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . . .


 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/16 توسط امیرحسین هدایت شده |

ورژن جدید ابراز علاقه

چند تا دوسم داری !؟

اختلاس تا !

.

.

.

بیرون کشیدن مو از ماست

چنانچه فرد یقین به تعلق مو به نامحرم نداشته باشد ، جایز است !

.

.

.

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه

و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/07/16 توسط امیرحسین هدایت شده |

حتما اين پيامك ها رو بخونيد:

 

رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر

دیگه مرده . . .

.

.

.

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن . . .

.

.

.

اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست

و اگر حق با شما نیست ، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید . . .

.

.

.

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها

اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/07/08 توسط امیرحسین هدایت شده |

من خیلی خوشحالم ایرانسل اومد ،و ثابت کرد که با خط ۵هزار تومنی هم

میشه واژه های دوستت دارم را ارسال کرد پس عزیزم اینقدر دهن بین نباش . . .

.

.

.

هرکس که نداند و نداند که نداند/ در جهل مرکب ابدالدهر بماند

هرکس که نداند و نخواهد که بداند/ حیف است چنین جانوری زنده بماند !



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/07/08 توسط امیرحسین هدایت شده |

به سراغ من اگر می آیید با پتک و تبر و مته برقی بیایید !

مسابقه گذاشتن بر سر شکستن چینی نازک تنهایی من !

.

.

.

بعد از خوندنِ این متوجه میشید که که مغزتون اجازه خوندنِ “که” دوم رو به شما نداد !

.

.

.

(میازار موری که دانه کش است…)

این شعر نشون میده ما از قدیم یک جورایی کرم داشتیم !

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/07/08 توسط امیرحسین هدایت شده |

هرجاي دنيايي دلم اونجاست     من كعبه ام رو دور تو مي سازم

من پشت كردم به همه دنيا        تا رو به تو سجاده بندازم

هر روز حسم تازه تر ميشه     غرق تو ميشم بلكه دريا شم

بيزارم از اينكه تمام عمر         از روي عادت عاشقت باشم

گاهي پرستيدن عبادت نيست     با اينكه سر رو مهر مي زاري

گاهي براي ديدن عشقت          بايد سر از رو مهر برداري

يك عمر هر دردي به من دادي     حس مي كنم عين نيازم بود

جايي كه افتادم به پاي تو          زيباترين جاي نمازم بود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/05/12 توسط امیرحسین هدایت شده |


من زن ندارم اما تو توهم يهو ديدم درسا ( دخترم ) اومده داره با مامانش حرف ميزنه. حالا اينجا دخترم داره با مامانش ميحرفه. اينارو مثلا زن من نوشته. ( توهم زدم چه جور )
داستان هاي دختر من و همسرم:

دخترم : مامان تو زني يا مردي ؟

من : زنم ديگه پس چي ام ؟

دخترم : بابا ، چي اونم زنه ؟

من : نه ماماني بابا مرد .

دخترم : راست ميگي مامان ؟

من : اره چطور مگه ؟



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/04/02 توسط امیرحسین هدایت شده |
 

حتما بخوانیییییییییییییییییییییییییید

نام : کمال

کلاس :دوم دبستان

موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید

بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/03/31 توسط امیرحسین هدایت شده |
 

نعمت روی زمین قسمت پر رویان است

خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . . .

.

.

.

تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت

تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم . . .

.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/03/31 توسط امیرحسین هدایت شده |

  كوك كن ساعتِ خویش !
 
اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
 
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
كه مـؤذّن، شبِ پیـش
 
دسته گل داده به آب
 
و در آغوش سحر رفته به خواب
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
 
كه سحر برخیزد
 
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
 
دیر برمی خیزند
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
كه سحرگاه كسی
 
بقچه در زیر بغل،
 
راهیِ حمّامی نیست
 
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
 
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
 
ماكیان ها همه مستِ خوابند
 
شهر هم . . .
 
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
كه در این شهر، دگر مستی نیست
 
كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد
 
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
 
 
كوك كن ساعتِ خویش !
 
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر
 
و در این شهر سحرخیزی نیست
 
و سحر نزدیک است

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/02/12 توسط امیرحسین هدایت شده |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ